من‌نوشته

.انسان جز آنچه می‌دهد، چیزی ندارد

من‌نوشته

.انسان جز آنچه می‌دهد، چیزی ندارد

گلدان مرا چه کسی برد؟

شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ۰۹:۵۸ ب.ظ

+ همیشه از دست زدن به حیوونا بدم میومده، حالا می‌خواد کبوتر باشه یا گربه یا گوسفند. حشراتی از خونواده سوسک و ملخ که رسما کابوس شبم هستن، بس که چِندشن! به همین دلیل هیچ وقت دوست نداشتم حیوون خونگی داشته باشم. بچه که بودیم، با داداشم یکی یدونه جوجه اردک داشتیم. مال داداشم چون زرد روشن بود صداش می‌کردیم بلورین، مال من که سیاه بود بهش می‌گفتیم سیامک :)) دوستشون داشتم، بامزه بودن، ولی می‌ترسیدم بگیرمشون، از اینکه دردشون بگیره و نتونن فحش بدن!

ولی از اون طرف نگه داشتن گل و گیاه چقدر خوبه، از امروز که گلدون آزمایشگاه رو بردن اینو فهمیدم. کلی باهاش حرف میزدم، گوش می‌کرد، براش شعر می‌خوندم، رشد می‌کرد، دلم براش تنگ شده.

 

+ یه عکس آورد، چند تا چوبِ خشکِ بلند بغل هم بودن، تقریبا هم‌اندازه و مرتب. روشون هم یه ساز بادیِ دودی بود (بعضا بهش میگن بافور!). با گردنِ افراشته پرسیدم این چوبا چی‌اَن؟ خندید.

عاغا، اینکه بعد از 25 سال نمی‌دونم تریاک چه شکلیه زشته؟ حالا اگر متولد کرمان باشم، تأثیری در جواب داره؟ :)))

پا‌نوشت1: اون حبه قندا هم حبه قندن دیگه، گیر ندین :D
پا‌نوشت2: نگیرنمون خوبه :))



موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۸/۲۲
میم خ

نظرات  (۷)

۲۲ آبان ۹۵ ، ۲۲:۲۱ ابو اسفنج بلاگفانی
واقعا زشته.
بیا من همه شو تصویری بهت یاد میدم! خخخ.
پاسخ:
خیلیم عالی ... جنسشو بیارم یا هست؟ :))
برعکس من از حیوون خوشم میاد. تا حالا چهار تا بچه گربه بزرگ کردم تحویل اجتماع دادم :-)
اون چیزه که شما نوشتید "ساز بادی" طرف ما بهش میگن "واپور یا وافور". برای کشیدن تریاک هست. البته بیشتر قدیمی ها استفاده میکردن. الان ماشاالله همه شیشه و چیزهای دیگه استفاده میکنن.
پاسخ:
انصافا بافورو میشناختم، محض مزاح گفتم ساز بادی :D
کلا همه چی قدیمیش بهتره :-)
۲۲ آبان ۹۵ ، ۲۲:۲۶ ابو اسفنج بلاگفانی
تو خودت بیا. جنسش هست! خخخ.
پاسخ:
کارت درسته ابواسفنج .. برو که اومدم :D
۲۲ آبان ۹۵ ، ۲۲:۴۲ اسپریچو ツ
یکی از کاکتوس هام به رحمت ایزدی پیوست، تو خوابگاه دووم نیاورد:|

+بعضی وقت ها فکر میکنم اگر به یه نفر از اینایی که روزانه تقاضای جنس دارن یچیزی مینداختم الان جام اینجا نبود:دی
پاسخ:
معلومه که الان جاتون اینجا نبود خواهر، زندان بودی!
تازه اونجا کاکتوس که هیچی، خودتونم دووم نمیاوردین :))
تو کلِ عمرم تا الآن فقط یه‌بار کله‌ی طوطیِ خدابیامرزم رو ناز کردم که البته ۲روز بیشتر مهمونم نبود . 
الآن زشته من همین بافور رو هم نمی‌شناختم چه برسه به اونا ؟ تصورم یه گیاه شبیهِ گلِ پونه و اینا بود :دی 
پاسخ:
خب بنده خدا شاید نیاز به محبت داشته حکما!!

نه عاقا، زشت نیست خیلیم قشنگه (مثلا دارم روحیه میدم:) )
 با دیدن عنوان اون کتابه اومد تو ذهنم که اسمش بود : چه‌کسی پنیر مرا جابجا کرد ؟البته در لحظه‌ی اول و متاثر از عنوان بصورتِ پنیرِ مرا چه‌کسی خورد ؟ یادش افتادم .
پاسخ:
اصن هدف همین بود :))
من از پرندگان و حشرات و خزندگان حتی میترسم... حیوون هرچی بزرگتر ترس من کمتر :دی
پاسخ:
:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی