من‌نوشته

.انسان جز آنچه می‌دهد، چیزی ندارد

من‌نوشته

.انسان جز آنچه می‌دهد، چیزی ندارد

کرمان دل عالم است و ما اهل دلیم

سه شنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۵۶ ب.ظ

دو روز اومدم کرمان، هم صافکاری بردم خودم رو، هم تعویض روغن، چراغ‌های جلو رو هم عوض کردم دیگه آستیگمات نیستم، موتورم خواستم بیارم پایین که دیاگ کردم مشکل حل شد. الان مونده فقط زیربندی که تعمیرات اساسی می‌خواد، ایشالا دفعه بعدی ...

 

+ اکثرا کارهامو طبق عادت انجام می‌دم، انتخاب مسیرهای مترو، غذا خوردن، لباس پوشیدن و ... خب خیلی وقتا خوبه، بعضی وقتا نه. مثلا نیازی نیست برای خیلی کارا فکر و انرژی اضافه بذاری، ولی اگه یه بار بخوای کاری رو خلاف عادت انجام بدی داستان میشه! امروز داشتم فکر می‌کردم نکنه خدای ناکرده نمازهام رو هم از روی عادت می‌خونم، باید بیشتر فکر کنم، فتذکّر :|

خوشا نماز و نیاز کسی که از سرِ درد

به آبِ دیده و خون جگر طهارت کرد

 

++ یه پیرمرد دوست‌داشتنی هست خیاطی می‌کنه، عموماً کارهای کوچیک ودوزندگی، خیلی مسئولیت‌پذیر و باحال. نمی‌دونستم چرا بابام بهش می‌گفتن "پالون دوز" :) تا اینکه دیروز کاپشنم رو دادم بهش برای تعویض زیپ و چراییش رو فهمیدم! بنده خدا علی رغم مهارت بالایی که توی خیاطی داره، ظرافت کافی رو نداره :)) #کاپشنم #پالون

 

پانوشت: اخیراً پرتقالِ عزیزمون پروژه جالبی رو کلید زده به نام Recycling، یه پروژه با هدف کلی مدیریت بحران. چیزی که برای هممون هرازگاهی لازم میشه. به امید سربلندی و موفقیتش :)

دوپانوشت: بالأخره آسمون عقده دلش رو وا کرد و دونه‌های برف رو به زمین هدیه. خدایا قشنگیات رو شکر :)

 

تو این هوای سرد داوود آزاد هم میچسبه، آهنگاش البته. من مست و تو دیوانه ...

 

 

 

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۰۵
میم خ

نظرات  (۷)

۰۵ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۴۴ آرزو ﴿ッ﴾
+ تا حالا به جنبه‌ی مثبت انجام‌دادن کارها از روی عادت فکر نکرده‌بودم!
دوپانوشت!: خدا رو شکر:) البته واسه ما که تا من اومدم بسان یک برف‌ندیده!ی ذوق‌زده پست زمستونی بذارم قطع شد:| 

 اعتراف می‌کنم که اومدم دوباره پست رو بخونم و دیدم پاراگراف اول رو کلا اشتباه خونده‌بودم بدین‌صورت که *خودم رو* رو * خودرو* خوندم و بدین‌صورت تا تهش رو اشتباه فهمیده‌بودم، میگم نقش آستیگمات رو نمی‌فهمیدم!
پاسخ:
:))
ایشالا بازم میاد :)
خب خدا رو شکر که اون کلمه کلیدی رو گذاشتم، خودش نشون از دقت نظر شما داره :)
از مکانیکی چیزی سرم نمیشه.
ما حتی به خودِ عادت هم عادت کردیم.

پاسخ:
حالا خیلی هم مکانیکی نبودا
بیشتر پزشکی بود :)

بله ما اکثرا همین طور هستیم ...
اون فتذکر رو خوب اومدین.
گاهی این فتذکر گفتن ها نیازه، مثل همون کار پرتقال.
موفقیت شما در همۀ مسائل زندگیتون آرزوی ماست.
پاسخ:
بله همینطوره ...
ممنون از شما
و ممنون از حضورتون :)
۰۷ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۰۱ پرتقالِ دیوانه
مدیونی فکر کنی عاشق این پستت شدم :))))
پاسخ:
فکر کنم مدیون شدم پس :)
پس یه پا ماشین هستین واسه خودتون :))

پاسخ:
تصادفی البته :))
۲۱ بهمن ۹۵ ، ۰۶:۵۹ حامد عبدالهی
متاسفانه نمازامون کم کم میشه عادت
ولی اگه بدونی داری با کی حرف میزنی، دیگه اون چیزی که میگی، خیلی مهم نیست
خسته نباشید و خوشبگذره
زندگی کلا بر حسب عادته
مگه اینکه ی دلخوشی بیاد تو زندگی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی